وقتی تولید دروغ ارزان و حقیقت گران میشود
گون آیدین: یک مدرس دانشگاه گفت: باج خواهی مرئی مستقل یا سازمانیافته معدود فعالان رسانهای و نیز باج خواهی نامرئی در قالب قراردادهای رسمی بعضی رسانهها با برخی سازمانها برای عدم نشر اخبار منفی علیه آنها، دارای آثار آشکار و پنهانی است که در نهایت به اکوسیستم اطلاع رسانی و خبررسانی صدمه می زنند.
گون آیدین،مریمسلیمی ـ مدرس دانشگاه و دارای دکترای علوم ارتباطات ـنسبت به پدیده باجنیوز گفت:اخیراً تمرکز بر برخورد با باج نیوزهاست یعنی کسانی که از تجارت ترس و تهدید با ابزاررسانه کسب درآمد نامشروع می کنند، در حالی که سوی دیگر داستان سازمانهای رسانه ای هستندکه طی یک قرارداد، استقلال رسانه ای و سکوت خود در برابر اخبار منفی یک سازمان را میفروشند که هر دو حرکت نکوهیده، غیرحرفه ای و نیازمند رسیدگی هستند.
ویبر این باور است که برخورد با باج نیوزها، صرفاً برخورد با معلول است نه علت به اینمعنی که باید به دنبال ریشه یابی این مساله اساسی در لایه های عمیقتر بود.
اینپژوهشگر ارتباطی تأکید می کند که ضمن رسیدگی به علل شکل گیری پدیده باج نیوز، بایدبه این مهم رسیدگی شود که چرا باج نیوزها شکل میگیرند و چرا سازمانها حاضر به همکاریبا آنها هستند و نیز اینکه چرا در آن سوی ماجرا رسانه ها نیز وارد فاز قرارداد با سازمانهامی شوند تا استقلال و سکوت خود را طی یک قرارداد بفروشند؟
ویاین سوال را طرح می کند که در نگاه ژرفتر باید دید چرا روابط عمومی سازمانها حاضرندبه قیمتهای گزاف، به افراد حقیقی و حقوقی رسانه ای، حق السکوت دهند؟ مگر جز این استکه روابط عمومی ها باید اصل شفافیت و صداقت را سرلوحه کار خود قرار دهند؟ باجنیوز، نوعی تجارت ترس و تهدیدبا ابزار رسانه است
سلیمی که خود دارای سه دهه سابقه فعالیت رسانه ای و بیش از دو دههدارای تجربه موازی فعالیت در روابط عمومی هاست، در پاسخ به این پررسش که باتوجه به گسترش اخبار جعلی و اتهامزنی به مدیران بنگاههای اقتصادی، مهمترین مصداقهایباجخواهی رسانهای را چه میدانید؟ اظهار کرد: اولباید بر این نکته تأکید کنم که هر رسانه منتقدی و هر نقد رسانهای باجخواهی نیست.باجخواهی زمانی معنا مییابد که ابزار رسانه، به وسیلهای برای تهدید با هدف کسب منفعتنامشروع تبدیل شود؛ به طوری که سازمانها و افراد حاضر باشند برای جلوگیری از هزینههایحیثیتی خود، مسأله را با پرداخت هزینههایی گزاف متوقف کنند. باجنیوزکه نوعی تجارت ترس و تهدید با ابزار رسانه است، طی چرخهای شکل میگیرد که در آن پساز تولید اتهام و ترس و تهدید به انتشار، مطالباتی طرح میشود تا هزینههای حیثیتیفرد مورد اتهام پایان یابد. البته این خود اول ماجراست. چراکه این پرداختها در ازایحقالسکوت، قدرت بیشتری به پدیده باجنیوز میدهد و هزینه سکوت را افزایش میدهد.
به گفته وی باجنیوزبرای درآمدزایی خود و حفظ این رویه، خود به عامل بحرانسازی علیه سازمان تبدیل میشودو بعد راه فرار از همان بحران را میفروشد. پس باجنیوزها، بار اضافه و جدیدی به سازمانهااز بعد بحرانسازی تحمیل میکنند، چراکه منافعشان با این بحرانها در پیوند است.مدیرانباید متوجه باشند که علاوه بر ایام عادی، باج خواهی های احتمالی می تواند در ایامخاص، رویدادها و بحران ها تشدید شود. برای همه این نوع برخوردها در هر شرایطی بایدسناریوی لازم و برخورد مناسب داشت. چراکه هزینه های باج خواهی در بحرانها ورویدادها ممکن است بیشتر از ایام عادی باشد.
به رسانه منتقد نباید برچسب باج نیوز زد
سلیمی در پاسخ به اینکه مرزمیان روزنامهنگاری تحقیقی، نقد رسانهای و باجخواهی رسانهای را با چه معیارهاییمیتوان تشخیص داد؟ اظهار کرد: بایدمیان محتوای تند و انتقادی و رفتار باجخواهانه تفاوت قائل شد. صرف انتشار خبر منفی،طرح سؤال سخت یا حتی گزارش تحقیقی علیه یک سازمان، بههیچوجه به معنی باجخواهی نیست.برایتشخیص این مرز، چند شاخص عملی میتواند مورد توجه قرار گیرد: وجود یا نبود تهدیدصریح یا ضمنی به انتشار در ازای پول یا امتیاز، وجود مطالبه مالی قبل از انتشار یاهمزمان با تهدید انتشار، وجود رابطه زمانی و محتوایی بین تهدید و مطالبه منفعت،ماهیت محتوای منتشر شده یا مورد تهدید (مبتنی بر اسناد قابل راستی آزمایی است یاصرفاً اتهام و تخریب بدون پشتوانه)، وجود یا نبود تمایز واقعی و عملی میان واحدخبر و واحد بازرگانی در آن رسانه، الگوی رفتاری تکراری فرد یا رسانه در قبال رسانههای مختلف و... .بنابراین، معیار اصلی نباید «مثبت یا منفی بودن خبر»باشد؛ بلکه باید رابطه میان «تهدید رسانهای» و «مطالبه منفعت نامشروع» مورد بررسیقرار گیرد. این تفکیک برای جلوگیری از این خطر هم ضروری است که هر رسانه منتقد، صرفاًبه دلیل انتقاد از یک سازمان، با برچسب باجنیوز مواجه نشود.بدیهیاست که باج خواهی صرفاً محدود به محتوای مکتوب و درج یا عدم یک خبر نیست و میتواند شامل انتشار یا عدم انتشار هر محتوایی اعم از داده های فردی و سازمانی،تصویر، ویدئو، صوت، فتوکلیپ و... باشد.
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه چهعواملی زمینهساز شکلگیری و رشد باجنیوزها شده است؟ اظهار کرد: باجنیوززمانی شکل میگیرد که درآمد باجگیری از هزینه افشا و مجازات آن بیشتر باشد. عواملمختلفی در این خصوص مؤثرند که از جمله میتوان به اقتصاد ضعیف رسانه، ترس بنگاههایاقتصادی از خبر منفی، ضعف روزنامهنگاری حرفهای، ابهام اطلاعاتی، ضعف مدل اقتصادیرسانه ای، درهمریختگی مرز میان رسانه، تبلیغات و روابط عمومی و... اشاره کرد. نامناسببودن وضعیت معیشتی فعالان رسانه ای و اقتصاد ضعیف رسانه گرچه می توانند از عواملزمینهساز آسیبهاییمانند باج خواهی باشند اما این هرگز توجیه مناسبی برای باجخواهی فردی یا سازمانی به شمار نمی رود. براین اساس، باید همزمان برای ایجاد فضایفعالیت سالم رسانه ای تلاش کرد؛ فضایی که هم از بعد اقتصادی امکان بقایشرافتمندانه رسانه را فراهم کند و هم از بعد حقیقت گویی، امکان نقد حرفه ای رابدون ترس و معامله گری حفظ کند. باجنیوز،حاصل شرایطی است که در آن تولید دروغ ارزان و تولید حقیقت گران میشود. بهویژه درعصری که مخاطب در میان انبوهی از اخبار جعلی، نادرست و گمراهکننده غرق است و تشخیصسره از ناسره برایش سخت شده است. در چنین فضایی، اتهامسازی در زمان بسیار کوتاه شکلمیگیرد و راستیآزمایی آن گاه هفتهها زمان میبرد.
وی افزود: باجنیوزهامیدانند مهم سیلی اول است. او در صورت زدن سیلی اول میداند که سازمان مربوطه مدتهایمدید نیازمند ترمیم چهره خود در برابر مخاطبانش است، پس هزینه حقالسکوت را از هزینههایحیثیتی کمتر میداند و در نتیجه باج میدهد.
رسانه باجخواه چه فرهنگی را ترویج می کند؟
سلیمی در پاسخ به اینکه آیافقط فرد باجگیر مسأله است یا خود رسانه هم باید پاسخگو باشد؟ اظهار کرد: قطعاًخود رسانه هم باید پاسخگو باشد. اگر خبرنگاری به صورت فردی مرتکب تخلف شود، باید مسئولیتفردی او بررسی شود. اما اگر مشخص شود یک رسانه به شکل سازمانیافته، با طراحی مدیریتیو مدل درآمدی مشخص از تهدید، تخریب یا خرید و فروش سکوت درآمد کسب میکند، در این شرایط،همه مسئولیت صرفاً متوجه یک خبرنگار نیست و کل یک رسانه باید پاسخگو باشد. که درهر دو حالت این مسأله نیازمند رسیدگی جدی است. مدیرمسئولباید نسبت به نظام کنترل تعارض منافع، روابط مالی تحریریه و سازوکارهای جلوگیری ازتخلف پاسخگو باشد، چراکه اینگونه حرکتها، اولین ضربههای اعتباری را به رسانه تحتمدیریت وی میزند و در گام بعدی به طرف مقابل آن.
خبرنگارو رسانه باجخواه، چه مستقل چه سازمانیافته، فرهنگ منفی را ترویج میکند که به اکوسیستمرسانهای و اطلاعرسانی کشور صدمه زده و آن را مسموم میکند. پمپاژ تهدید و ترس بهسازمانها و شرکتها در ازای گرفتن باج، گرچه آثار منفی پنهان دارد ولی در یک کلیت،رسانهها را به تدریج از مدار حرفهای و اصلی خود خارج میکند و در گذر زمان مظاهرمنفی آن نیز عینی میشود.
مستندات قابل اتکا برای اثبات باج خواهی
او درباره این که اگرسازمانی مدعی شود یک رسانه یا فرد رسانهای برای حذف یا متوقف کردن انتشار یک مطلبدرخواست پول کرده است، چه نوع مستنداتی برای تشخیص و اثبات باجخواهی میتواند قابلاتکا باشد؟ گفت: درچنین مواردی صرف ادعا کافی نیست و باید مستندات و قرائن کنار یکدیگر قرار گیرند. مستندات قابل اتکا میتواند شامل این مواردباشد: پیامهای مکتوب (پیامک، پیامهای پیام رسانها، ایمیل و یا سایر مکاتباتی که درآنها مطالبه مالی یا امتیاز در ازای حذف یا عدم انتشار مطلب مطرح شده)، هر گونهمستند تصویری، ویدئویی و... در صورت موجود، ضبط مکالمات (با رعایت شرایط قانونی)،الگوی زمانی (درخواست پول قبل از انتشار یا همزمان با تهدید)، مقایسه محتوایپیشنهادی با واقعیت و اسناد موجود، شهادت شاهدان یا افراد ثالث در صورت وجود،سابقه مشابه فرد یا رسانه در موارد دیگر.
بایدبه خاطر داشت که بدون اینگونه مستندات اثبات باجخواهی دشوار است و نباید صرفاً براساس ادعا عمل کرد. درمواردی برخی افراد باج خواه، برای جلوگیری از ردیابی مالی، درخواست پرداخت از طریقرمز ارز می کنند، این موضوع خود می تواند یکی از نشانه های قوی باج خواهی باشد کهعملاً پنهانکاری و دشوار کردن پیگیری مالی را سهولت می بخشد. رسانه میتواند آگهیاش را بفروشد، اما نباید سکوت تحریریهاش را بفروشد.
سلیمی دربارهرسانههایی که با شرکتها قرارداد میبندند تا علیه آنها مطلب منتشر نکنند، اظهار کرد: رسانهحق دارد قرارداد تبلیغاتی با سازمانها داشته باشد. این مسأله در نفس خود اشکالی ندارد.کما اینکه در رسانه ها شاهد انواع آگهی ها و رپرتاژهای آگهی سازمانی هستیم. مشکلاز جایی شروع میشود که استقلال رسانه و تحریریه آن وارد منطقه خطر میشود؛ یعنی پولمیگیرد تا مطلب انتقادی علیه سازمان منتشر نکند. اگر این موضوع همراه با تهدید قبلیبه انتشار مطالب تخریبی باشد، مسأله میتواند وارد قلمرو باجخواهی شود. رسانه میتواند آگهیاش را بفروشد، اما نباید سکوت تحریریهاش را بفروشد. در مقابل، سازمانهاباید این مهم را بپذیرند که آگاهی و کسب اطلاعات حق مردم است و روابط عمومی باید بهاصل شفافیت و صداقت پایبند باشد و نگرانی برای حفاظت از سازمان در برابر اخبار منفییا حتی جعلی تولیدشده توسط باجنیوزها، نباید آنها را به دامن باج دادن بیندازد.
روابط عمومیها به باجخواهان میدان ندهند
این مدرس دانشگاه درباره اینکه آیا سازمانی که آگاهانه برای حذف یک خبر یا خرید سکوترسانهای پول پرداخت میکند، خود نیز در شکلگیری و تداوم اقتصاد باجنیوز نقش دارد؟ با تایید این اتفاق اظهار کرد:از منظر اقتصادی، پرداخت پول برای خرید سکوت میتواند به تداوم این چرخه کمک کند؛ زیرابه بازار علامت میدهد که تهدید رسانهای میتواند به درآمد تبدیل شود. هر بار که یکسازمان برای حذف خبر یا جلوگیری از انتشار مطلب وارد معامله مالی میشود، ممکن استانگیزه اقتصادی تکرار این رفتار را افزایش دهد. بنابراینمقابله با باجنیوز فقط مسئولیت فرد یا رسانه باجخواه نیست. سازمانها و روابط عمومیهانیز باید مراقب باشند واکنش آنها به تهدید، به تقویت همین مدل اقتصادی منجر نشود.
احراز هویت و شفافیت وابستگی به رسانه ها
او در خصوص شناساییخبرنگارانی که از برند رسانهها سوء استفاده می کنند و اینکه چهپیشنهادی در این زمینه به مدیران مسئول رسانهها دارد؟ اظهار کرد: یکیاز راهکارها، تنوع منابع درآمدی است؛ به طوری که رسانه نباید تمام بقای خود را به یکآگهیدهنده یا یک حامی مالی وابسته کند. تفکیک جدی واحدهای خبر و واحدهای تجاری، تبلیغاتیو بازرگانی در رسانهها بسیار ضروری است. کسی که آگهی میفروشد نباید بتواند به خبرنگاردستور دهد چه گزارشی منتشر شود. نکتهمهم بعدی شفافیت مالی و تعارض منافع است. انتشار و توضیح مالکیت، منابع اصلی درآمد،سیاست دریافت هدایا، روابط مالی با نهادها و سیاست تعارض منافع آنها، فضا را شفاف میکند.یکیاز مواردی که مدیرمسئولان باید به آن توجه کنند این است که خبرنگاران سابق آنها بعضاًاز برند آنها در مسیر باجخواهی خود استفاده میکنند. امکاناحراز هویت و شفافیت وابستگی رسانه ای، میتواند به روابط عمومی ها و سازمانها کمککند تا هویت و وابستگی رسانه ای افراد را بهتر تشخیص دهند و به خود رسانه ها نیزدر شناسایی خبرنگارانی که از برند آنها سوء استفاده می کنند، یاری رساند. همچنینپیشنهاد میکنم پروتکلی برای جلوگیری از هر باجخواهی از سوی هر رسانه یا در سطح بالاتراز سوی وزارت فرهنگ و ارشاد تدوین شو.
او این پرسش را مطرح کرد که «با توجهبه گسترش شبکههای اجتماعی، کانالها و صفحات خبری غیررسمی، آیا مفهوم باجنیوزدیگر محدود به رسانههای رسمی نیست؟» و ادامه داد: مفهوم باجنیوز را نمیتوان صرفاً به رسانههای رسمی و دارای مجوز محدود کرد. در فضایشبکههای اجتماعی، کانالها، صفحات و حسابهایی نیز ممکن است شکل بگیرند که بدون ساختاررسانهای شفاف، از انتشار یا تهدید به انتشار محتوا برای کسب منفعت استفاده کنند.دراین فضا، مسأله احراز هویت، تعیین مسئولیت و نگهداری مستندات اهمیت بیشتری پیدا میکند.بنابراین هر پروتکل مقابله با باجخواهی رسانهای باید علاوه بر رسانههای رسمی، رفتارهایمشابه در بسترهای غیررسمی و شبکههای اجتماعی را نیز در نظر بگیرد؛ البته بدون اینکهفعالیت رسانهای و نقد حرفهای در فضای مجازی بهطور کلی با برچسب باجخواهی مواجهشود.
باجنیوز را با بستن رسانهها نمیتوان از بین برد
سلیمی در پاسخ به اینکه راهکارواقعی برای پیشگیری از شکلگیری باجنیوز چیست؟ اظهار کرد: همهاضلاع مؤثر در این مسأله باید اقداماتی را صورت دهند:سمترسانه، شفافیت مالی و اقتصادی و کسب درآمد مشروع از محل روزنامهنگاری حرفهای و تدوینپروتکل مذکور است.سمتروابط عمومیها، تدوین پروتکل مقابله با باجخواهی است به طوری که تهدید به مذاکرهمالی منتهی نشود.سمتانجمنهای صنفی و مراجع سیاستگذار و قانونی، باید خودتنظیمی صنفی را تقویت کنند بهطوری که تخلف حرفهای بیهزینه نماند.در حال حاضر اشاراتی در قوانین مطبوعات به مسأله شده، باید بر این مسأله بیش از پیش نورتابیدهشود و هزینههای انجام آن افزایش یابد. از سویی در این روند، باید بین نقد رسانهاییا اخاذی، تهدید، جعل و... مرزهای روشنی مشخص شود.کمکبه گردش بهتر جریان اطلاعات میتواند از داغ شدن بازار شایعات تا حدودی جلوگیری کند. بههر صورت باید بدانیم که باجنیوز را با بستن رسانهها نمیتوان از بین برد؛ باید اقتصادباجخواهی را از بین برد.
او در پاسخ به اینکه اگریک سازمان با چنین موردی مواجه شود، از لحظه دریافت یک ادعا یا تهدید تا پاسخ و پیگیریحقوقی، چه فرایند عملی و مرحلهبهمرحلهای را پیشنهاد میکنید؟ اظهار کرد:بهتر است روابط عمومیها برای چنین موقعیتی از قبل پروتکل مشخص داشته باشند.این فرایند میتواند شامل چند مرحله باشد:
۱.دریافت و ثبت دقیق ادعا یا تهدید، شامل زمان، محتوای پیام و کانال ارتباطی.
۲.پرهیز از ورود به مذاکره مالی یا وعده پرداخت برای حذف مطلب.
۳.حفظ و مستندسازی مکاتبات، پیامها و سایر شواهد مرتبط، با رعایت الزامات قانونی.
۴. بررسی مستقل ادعای مطرحشده از نظر صحت، دقت و وجود اسناد.
۵.تهیه پاسخ مستند و استفاده از کانالهای رسمی سازمان برای پاسخگویی.
۶.در صورت وجود قرائن کافی درباره تهدید یا مطالبه منفعت نامشروع، ارجاع موضوع به واحدحقوقی و مراجع ذیصلاح.
این فرایند یک مزیت مهم دارد: سازمان از همان ابتدا میان «پاسخگویی به یک خبر» و «مواجهه با تهدید و باجخواهی» تفکیک قائل میشود و اجازه نمیدهد ترس از خبر منفی، خود بهعامل تولید یک بحران جدید تبدیل شود.هدف نباید ایجاد ترس از رسانه باشد؛ هدف باید این باشد که هزینه روزنامهنگاریغیراخلاقی و باجخواهی افزایش یابد و همزمان هزینه روزنامهنگاری حرفهای و پاسخگوییسازمانها کاهش پیدا کند. درمسأله اصلی این نیست که چگونه رسانه را ساکت کنیم یا چگونه باجنیوزرا صرفاً با برخورد موردی حذف کنیم؛ مسأله این است که چگونه اکوسیستمی بسازیم که درآن تولید حقیقت، پاسخگویی و روزنامهنگاری حرفهای از نظر اقتصادی و اعتباری، انتخابجذابتری از تجارت ترس و تهدید باشد.
این مدرس ارتباطاتافزود: ایجاد سازوکار محرمانه ثبت و بررسی موارد مشکوک باجخواهی رسانهای درمعاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد، به شرط ارائه مستندات لازم میتواند تا حدودیکمککننده باشد ولی این هرگز به معنی ایجاد مجرای جدیدی برای اتهامزنی علیه رسانههاو محدودسازی فعالیت آنها نباید باشد. اگر چنین ایدهای درست اجرا نشود، کار را برایرسانهها سخت میکند. مرجع مربوطه باید این مسأله را با حساسیت و با مستندات کافیپیگیری کند، تا افراد و سازمانها نتوانند رسانه منتقد را معادل رسانه باجخواهمعرفی کنند. بنابراینچنین مسألهای باید هم در سطح خود رسانه و هم در سطح نهادهای صنفی و سیاستگذارمورد رسیدگی قرار گیرد.ازطرفی، ایجاد یک نظام رتبهبندی شفافیت و اخلاق حرفهای نیاز است البته به شرط طراحیو اجرای دقیق و جدی آنها. معیارهای دقیقی نیز برای آن تعیین و اعلام شده و براساسهمین شاخصها و معیارها نیز به رتبهبندیها اقدام شود. درنهایت باید بپذیریم که مقابله با باجنیوز فقط مسئولیت نهادهای قضایی یا انتظامی یاوزارت فرهنگ و ارشاد نیست. این مقابله نیازمند همکاری مؤثر رسانه، صنف روزنامهنگاری،بنگاه اقتصادی، روابط عمومی، نهاد قانونگذار، دستگاه قضایی و حتی مخاطب است.مسأله الان این نیست که چند نفر خبرنگار یا فعال رسانهای دچار تخلف باجخواهیشدهاند، مسأله بزرگتری که باید به آن توجه شود این است که چه ساختاری به آنها اجازهداده از تحمیل ترس و تهدید به جامعه، مدیران و بنگاههای اقتصادی، سیاسی و... پول بسازند.
او افزود: اگررسانه حرفهای ضعیف باشد، اگر اطلاعات رسمی دیر منتشر شود، اگر منابع مالی رسانههاشفاف نباشد و اگر بنگاهها برای خرید سکوت حاضر به پرداخت باشند، بازار باجنیوز همچنان مشتری خواهد داشت. باید فضایی را ایجاد کرد که روزنامهنگاری حرفهای سودآورتر از باجخواهی باشد و باجخواهیباید پرهزینهتر از روزنامهنگاری حرفهای شود.
بایدتأکید کنم که آزادی رسانه و مبارزه با باجخواهی دو هدف مقابل هم نیستند؛ رسانه مستقلو حرفهای، یکی از مهمترین ابزارهای مبارزه با باجنیوز است.بههر تقدیر، اگر اخاذی و تهدید اثبات شود، برخورد قضایی ضروری است. اما باید بدانیم کهدستگیری باجگیران با ریشهکن کردن باجنیوز یکی نیست. در عین حال که برخورد قانونیباید متوجه رفتار مجرمانه باشد، نه صرفاً برچسب زنی به رسانه ها. نباید قانونی طراحیکنیم که هر گزارش تند علیه یک سازمان با عنوان باجنیوز مشابه تلقی شده و با آن برخوردشود. چون شفافسازی غیرمغرضانه، وظیفه رسانههاست. دربسیاری از نظامهای حقوقی، این رفتارها بسته به مصداق می توانند ذیل عناوینی مانند اخاذی،تهدید، کلاهبرداری، افترا، جعل و... مورد رسیدگی و بررسی قرار گیرند. درکنار قانون، به نظامهای خودتنظیمی حرفهای نیز اهمیت زیادی داده می شود. برای ایرانهم بهتر است تعریفهای دقیقی از هر رفتار ارائه و با آن برخورد لازم مرتبط آن شود تاانتشار هر محتوایی، جرمانگاری نشود.
به باور وی مخاطبهم حلقه مهمی در این زنجیره است. وقتی مخاطب تنها به تیترهای جنجالی و محتوایتهدید آمیز واکنش نشان دهد و از رسانه های شفاف و حرفه ای حمایت نکند، عملاً بهاقتصاد ترس و باج خواهی دامن می زند. حمایت آگاهانه از رسانه هایی که مستند کار میکنند، شفافیت مالی دارند و بین نقد و تخریب تفاوت قائل می شوند، می تواند هزینهباج خواهی را بالا ببرد و روزنامه نگاری حرفه ای را سودآورتر کند. مخاطب با انتخابخود می تواند به این پرسش پاسخ دهد که آیا میخواهد بازار رسانه بر پایه حقیقتبچرخد یا بر پایه ترس.
روابط عمومیها به باجنیوزها با پول پاسخ ندهند بلکه با سند پاسخ دهند
سلیمی با تاکید بر اینکه روابطعمومی ها یکی از مهمترین حلقههای مقابله با باجنیوز هستند، ادمه داد: باجنیوز از ترس سازمانهاتغذیه میکند. بنابراین روابط عمومی نباید هر خبر منفی را لزوماً بحران تلقی کند. خبر بد لزوماً بحران نیست؛ ناتوانی در پاسخ به خبر بد بحران است. اگر رسانهای ادعایی مطرحکرد، روابط عمومی باید مسیر مشخصی داشته باشد: دریافتادعا، بررسی، مستندسازی، پاسخ رسمی و انتشار پاسخ.نهاینکه: ادعا، ترس، تماس با رسانه و مذاکره برای حذف خبر. اگرفردی در ازای دریافت پول پیشنهاد حذف مطلب داد، روابط عمومی نباید وارد معامله شود.باید ارتباط را مستند و موضوع را از مسیر حقوقی و مدیریتی پیگیری کند.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: یک اصلِ بسیار مهم این است: به باجنیوز با پول پاسخ ندهید؛ با سند پاسخ دهید هربار که سازمانی برای حذف خبر پول میدهد، ممکن است ناخواسته به بازار علامت دهد که این مدل اقتصادی سودآور است. روابطعمومی ها باید بلافاصله پس از مواجهه با مورد مشکوک به باج خواهی، آن را بهبالاترین سطح مدیریت سازمان گزارش دهند. برای این کار لازم است پروندهای کامل، بیطرف و قابل دفاع تشکیل شودتاهم برای تصمیم گیری مدیران سازمان قابل استفاده باشد و هم در صورت نیاز به پیگیریحقوقی، سند معتبری باشد.
این گزارش باید از هر گونه ابهام، تفسیر شخصی یا اتهامبعدی به روابط عمومی عاری بوده و حتماً با مستندات کافی همراه باشد. محتوای پرونده مورد اشاره میتواند شامل موارد زیر باشد: مشخصاتپرونده: تاریخ شروع، نام فرد/رسانه، کانال ارتباطی شرحدقیق وقایع به ترتیب زمانی: جدول زمانی رویدادمستنداتاصلی: اسکرین کامل پیامها، فایل صوتی و ایمیلها متنکامل پیامها: پیاده سازی دقیق متن پیامها یا مکالمات بدون تغییرتحلیلاولیه: تشخیص نوع رفتار و تحلیل آن (تهدید صریح، مطالبه مالی، پیشنهاد حذف در ازایپول و...)ارزیابیریسک: پاسخ داده شده احتمالی و ... پیشنهادها: گزینه های پیشنهادی برای تصمیم مدیریت: مانند عدم هرگونه پرداخت یا مذاکره مالی،تهیه پاسخ مستند رسمی وانتشار آن در صورت لزوم، ارجاع موضوع به واحدهای حقوقی وقضایی برای رسیدگی و ... درپایان نیز الصاق تمامی فایلهای خام به همراه پرونده مذکور.
سلیمی در پایان اظهار کرد: یکنکته خیلی مهم اینکه، مدیران سازمانها نیز در این روند باید همراه روابط عمومی ها باشند و با فشارهای بسیار خود برای جلوگیری از درج خبر منفی علیه سازمانشان،ناخواسته روابط عمومی را به مسیری نادرست رهنمون نشوند. کما اینکه از روابط عمومیها نیز انتظار می رود در صورت هرگونه فشار از سوی مسئولان سازمان، آنها را متوجهفضای رسانه کنند و در نهایت نیز مسیر درست را انتخاب کرده و در هر شرایطی حرفهایعمل کنند. باهر آنچه ذکر شد، در مواجه با باج نیوز، روابط عمومی ها و مدیران سازمان، گلوله برفرا به تدریج به بهمنی برای سازمان تبدیل نکنند.
اگر خبر درست است، سازمان باید اصلاح کنداگر خبر غلط است، سازمان پاسخ مستندبدهداگر رسانه سؤال سخت دارد، پاسخدهد اما اگر تهدید به اخاذی وجود دارد، سازمان مستندسازی و پیگیری قانونی کند.
او تاکید کرد: برخورد روابط عمومیها باید با رسانه منتقد و رسانه یا فرد باجخواه متفاوت باشد. هر رسانهایکه از آنها انتقاد میکند باجنیوز نیست. همچنین روابط عمومی حرفهای باید بتواند میان«خبر بد» و «تهدید برای کسب منفعت» تفاوت بگذارد. اگر خبر درست است، سازمان باید اصلاحکند. اگر خبر غلط است، پاسخ مستند بدهد. اگر رسانه سؤال سخت دارد، پاسخ دهد. اما اگرتهدید به اخاذی وجود دارد، مستندسازی و پیگیری قانونی کند.در کنار برخورد با مصادیق، باید به طراحی یک «زنجیره پیشگیری» نیز توجه کرد؛یعنی از یک طرف رسانه حرفهای باید سازوکارهای داخلی برای کنترل تعارض منافع، تفکیکتحریریه و بازرگانی و رسیدگی به تخلف داشته باشد و از طرف دیگر سازمانها نیز بایدسازوکار مشخصی برای دریافت، بررسی و پاسخگویی به ادعاهای رسانهای داشته باشند.

منبع: ایسنا